محفل دو بانوی دمشق


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
شهرقدس(قعله حسن خان) انتهای خ عمارت حسینیه بیت الحسین ع اینجا دل هر عاشقی در شور و شین است اینجا عزای پادشاه عالمین است عطر نسیم کربلا می آید اینجا زیرا که نام نامیش بیت الحسین ع است
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



نظرتون درباره سایت

عارف به تمام معنا
نویسنده : غلام مولا
تاریخ : سه شنبه 16 مهر 1392

اینها در گریه بر امام حسین ع چی دیدن که آقای بهجت می گوید اشک بر عزای حسین بالاتر از نماز شب است؟؟!!!!!!



:: موضوعات مرتبط: امام حسین ع , ,
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
مناظره کعبه و کربلا.......افراط نه؟؟؟؟!!!!!!
نویسنده : غلام مولا
تاریخ : پنج شنبه 10 مهر 1392

گفت با کرب و بلا کعبه من از تو برترم

     تو بیابانی و من بیت خدای اکبرم

کربلا در پاسخش گفتا اگر تو خانه ای

    من همه خون خدا می جوشد از بام ودرم

کعبه گفتا مرد و زن بر گرد من آرند طواف

    من مطاف مسلمین از کهتر و از مهترم

کربلا گفتا چه گویی هر شب آدینه من

     میزبان انبیا از اولین تا آخرم

کعبه گفتا انبیا بر گرد من گردیده اند

     تو کجاو من کجا تو دیگری من دیگرم

کربلا گفتا که روح انبیا را کعبه ای است

     آن منم؛زیرا مزار زاده ی پیغمبرم

کعبه گفتا مرتضی در من به دنیا آمده

    این شرافت بس؛که من خود زادگاه حیدرم

کربلا گفتا علی بوده سه شب مهمان تو

     من حسینش را گرفتم تا قیامت در برم

کعبه گفتا من صفا و مروه دارم در کنار

     وصف اسماعیل باشد خاطرات هاجرم

کربلا گفت این منم در خیمه گاه و قتلگاه

     سعی هفتاد و دو ثارالله را یاد آورم

کعبه گفتا چاه زمزم را کنار من ببین

     سالها و قرن ها جوشد زدامان کوثرم

کربلا گفتا که زمزم را چه با خون حسین

     زمزم تو آب و من خون خدا را ساغرم

کعبه گفتا بوده دحوالارض در دامان من

    من همانا بر تمام آفرینش محورم

ناگهان از حق ندا آمد؛حرم خاموش باش

     تو کجا و کربلا هر چند هستی محترم

هستی تو خلقت تو از طفیل کربلاست

    چند می گویی که من از کربلا بالاترم

کربلا دارد به کل آفرینش افتخار

    کربلا گوید که من عرش خدا را زیورم

من مزار پاک هفتاد و دو ثاراللهم

    من هم آغوش ابو الفضل و علی اکبرم

مضج العشاق فرموده علی نام مرا

    شاهدم این دامن سرخ شهادت پرورم

اشگ زهرا ریخته در دامن گلزار من

   عطر جنت می دمد از لاله های پرپرم

ذره ای از خاک من؛ درد خلایق را دواست

     خون ثارالله می جوشد زهر نخل ترم

اینکه می بوسند با هم انبیا و اولیا

    دست عباس است کافتاده به خاک معبرم

گر چه در قلبم فرات و دجله می جوشد مدام

    آب آب تشنگان افکنده بر جان آذرم

در بغل دارم فرات و تا قیامت شرمگین

   از رباب و حنجر خشک علی اصغرم

نخل((میثم))نخله ای باشد ز نخلستان من

    بیت بیت آتشین آن بود برگ و برم

استاد عزیز حاج غلامرضا سازگار

دوستان کتاب بیشتر بخونن بد نیست(مح)

یاحق



:: موضوعات مرتبط: امام حسین ع , ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
کعبه یا کربلا
نویسنده : غلام مولا
تاریخ : چهار شنبه 10 مهر 1392

از عرش به دیدنش خدا آمده بود

    با اشک محمد از حرا آمده بود

بنگر که چه می کند اباعبدالله

   کعبه به طواف کربلا آمده بود



:: موضوعات مرتبط: امام حسین ع , ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
aشکر
نویسنده : غلام مولا
تاریخ : چهار شنبه 10 مهر 1392

شکر خدا ز کودکی در بین روضه ها

    نام حسین فاطمه را مشق می کنیم



:: موضوعات مرتبط: امام حسین ع , ,
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
هو
نویسنده : غلام مولا
تاریخ : چهار شنبه 10 مهر 1392

سعی کن شمع مزار خویش را روشن کنی

   چند روزی رونقی دارد اگر بازار تو!!!


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

روز مرگم نفسی وعده دیدار بده

    وانگهم تا به لحد خرم و دلشاد ببر


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

اینها نرفتند که ما.......................؟؟؟؟!!!!


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

  بسم الله الرحمن الرحیم62/12/6

آنکس که تو را شناخت جان راچه کند

    فرزندو عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی

   دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند

اکنون که این وصیت را می نویسم تا چند ساعت دیگر عازم جبهه هستم نمی دانم بر روی این کاغذ سفید چه بنویسم که بعد از من شاید برادرانی ویا خواهرانی این تکه کاغذ را خوانده وبدانند که در ما چه بوده وعشقی لبریزبه حسین ع وعشقی به معبود خویش چه کارها که انجام نمی دهد؛ سلام بر حسین ع سلام بر لبان تشنه حسین ع خدایا ناراحتم از این که من چه گناهی داشتم که تا به حال زنده ام چه زنده ای در واقع مرده ای بیش نیستم آنهایی که رفتند زنده اند.آنها زنده اند آنها با قطره خونی که به اسلام هدیه کردند....شایدمن اگر لیاقت داشتم واز خدا می خواهم که چنین لیاقتی را به من بدهدو اگر از بین شما عزیزان رفتم دوست دارم که بعد از من راه مرا ادامه دهید.همانگونه که اکبر رفت (شهید قهرمانی) و اکبرها رفتن

همه رفتنی هستیم؛پس ایمان را به این دو روز دنیا نه؛ دو روز زندان خوش نکنیم آخرش چه برایمان باقی می ماند به آنها می گویم که تا به حال به جبهه نرفتند برای خودشان توجیح می کنند که فعلا احتیاج نیست یا درس داریم و..... در اخر چه جوابی برای خدا دارندچه جوابی برای خانواده های شهدا دارند به خودمان بنگریم چه کردیم....

نسبت به پدر و مادر عزیزم هم وصیتی دارم.مادر جان شما نسبت به من خیلی حق دارید هم اینکه مرا به این سن و سال رسانده و شبها برای اینکه من راحت باشم بیدار می ماندید تا مرا به این سن و سال رسانید و آرزوها برای من داشتید از خدای بزرگ می خواهم که عزت این دنیا وآن دنیا را به شما بدهد مادر جان بخدا قسم اگر بخاطر خدا و بخاطر زنده کردن دین رسول خدا و لبیک به حسین ع نبود حاضر نبودم حتی برای یک شب شماها را 

ترک کنم و در زیر باران خم پاره ها؛ خاک را تشک خود و سیاهی آسمان را سقفی برای خود قرار دهم فقط و فقط عشق بخدا و عشق به جاویدان مردن(شهادت) هست که مرا به اینجا کشانده.مادر عزیز از تو می خواهم که بعد از شهادت من گریه نکنید و حضرت زینب س را برای خودتان الگو قرار دهید میخواهم خدای نکرده دشمن و منافقین از گریه شماها سو استفاده نکنند از شما می خواهم که با صبر خودتان خاری در چشم دشمنان اسلام و امام عزیز باشید.

پدر و مادر عزیز در تربیت برادران و خواهرانم؛ می خواهم که هر کدام از آنها را طوری تربیت کنید که مرا تربیت کردید...........و و و

از برادری به برادری تقدیم به محسن داداش. شکر خدا که با دعای تو؛ ما هیئتی شدیم. حامد تولائی التماش دعا از همه ی شهدا. شهیدایی که همه زنده اند وما هستیم که.................

در دفتر خاطرات من بنویسید  من هر چه که دارم از شهیدان دارم!


|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
کمی با شهدا
نویسنده : غلام مولا
تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1392

آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز!!!!

دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود!!!

جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد!!!

آنجا روی دراتاقمان می نوشتیم یاحسین فرماندهی از آن توست

اینجا می نویسیم لطفا بدون هماهنگی وارد نشوید!!!!!

راستی ما که هیئتی هستیم نوکر حسینیم کجای کاریم؟؟؟؟؟



:: موضوعات مرتبط: امام حسین ع , ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

تعداد صفحات : 47


تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان هیئت بیت الحسین ع (شهر قدس) و آدرس mykadeh.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار مطالب

:: کل مطالب : 468
:: کل نظرات : 41

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 300
:: باردید دیروز : 128
:: بازدید هفته : 508
:: بازدید ماه : 1606
:: بازدید سال : 11649
:: بازدید کلی : 152360

RSS

Powered By
loxblog.Com